تبليغاتX
صدای قلم من
صدای قلم من
صدای قلم من

وحید هستم
متولد نهم شهریور 1371
سوم دبیرستانم و
رشته علوم انسانی میخونم
ساکن تهرانم و به ورزشهای رزمی علاقه دارم
الان هم کاراته تمرین میکنم
خیلی اهل سیاست نیستم اما
از نظر فرهنگی جزء جوونای مذهبی به شمار میرم
اینجا فقط و فقط دلنوشته های
یک نسل سومی رو مینویسم



خانه | آرشيو | ايميل
آرشیو
دوستان
پیوند های روزانه
لطف دوستان
گریز از دین...چرا؟؟
و صاحبان افكار و ايده ها هر يك در جهت پيشبرد فكر خويش تلاش مضاعف می نمايند
و به عضو گيری و تجمع افراد به دور خويش می پردازند
و در اين راستا هزينه های گزافی صرف می شود.
در اين ميان نوك پيكان تمام جريانات به سوی جوانان نشانه مي رود
و جوانان ، خود را درآشفته بازاری می بينند كه كالاهای رنگارنگ با روكش های فريبنده
آنها را به سوی خود فرا می خواند و هر دم به دری می زنند و بابی می گشايند
و در جستجوی مراد و مطلوب خويشند
و چه بسا در اثر تبليغات فريبنده هر نامرادی را مراد می بينند و مذمومی را محبوب می پندارند
واين مسير را مدت مديدی می پيمايند و نامراد در پرتگاه سرگردانی و پوچی
احساس تنهايی ، بی هدفی ، خستگی ، نا امـــــــــــــــــيدی و ... می نمايند
و سر بر گريبان ندامت می گذارند و منتظر شروع حلقه ی ناخواسته ی ديگری
بر حيات پر مشتری خويش می باشند .
 تا اين دم در كجا بياسايند و صيد چه صيادی گردند و اين بـــــار چه بشنوند و چه ببينند ؟
 راستی جوان كه اينگونه مورد طمع همگی است وقتی كه حيات خود را ميدان رقابت ديگران پنداشـــت
 وسرمـــــــايه ی عمرش را كالاي ذی قيمت دست ديگران دانست
چه كار كند و به كجا پناه ببرد تا با وی آن نشود كه نبايد بشود .
و آيا پناهگاه دين را امن می پندارد و داعيان دين را قابل اعتماد ؟
و اصولاً‌ كدام دين و كدام تعريف از دين می تواند جوانان را از سرگردانی و گم گشتگی نجات دهد؟



+
چرا شهادت؟

 

  بازم محرم شد و مردم دارن آماده میشن تا عشقشونو به کسی نشون بدن که

بیش از ۱۳۰۰ سال پیش از این دنیا رخت بربسته .

ولی عیار این آدم از یه جنس دیگست .

از جنس مردانگی و آزاد مردیه . از جنس حیات به شرط شرفه نه زندگی به هر قیمتی .

از جنس فدا کردن جان و زندگی برای باز نگه داشتن راه حق گرایی .

 بازماندن دروازه پاکی وعشق به خدا

 این همه عشق بازی با امام عشق حسین ابن علی ستودنیه .

 چرا که عشق به خوبیهاست و پاکی ها .

عشق به مردانگی و غیرته . عشق به بهترین مردمان تاریخ بشریته

این سالها سبک و سیاق عزاداری های ما کمی با سنت عزاداری متفاوت شده .

حتما شما هم دیدید یا شنیدید این سبک ها و مدل های من درآوردی عزاداری را .

مداحی به سبک شعر خونه مادر بزرگه یا سبک شعر خونی بابا برقی .

و از همه تاسف آور تر رواج مجدد قمه زنی.

 

شاید باید بازم پیش خودمون مرور کنیم که چرا او شهادت را برگزید و اسارت را و شکنجه را ؟

باید بازم به فلسفه عزاداریمون برای مردی فکر کنیم که بیش از ۱۳۰۰ سال پیش جان داده.

اینکه برای چه کسی با چه مرامی عزا دار میشویم .

و او چرا شهادت را به جان خرید ؟

 

امام جان خودش و بچه هاشو فدا نکرد تا من و تو امروز با نامش حال کنیم .

او به عزاداری من و تو احتیاجی نداره که اگه اینطور باشه او در راه حقیری جان داده

 

و مگه  نه اینه که ما عزای او را برپامیکنیم تا نامش را زنده کنیم .

و نگذاریم توی روزمرگی های تاریخ انسانیت فراموش بشه

و نامش تابلویی باشه برای هر کس که به مردانگی و شرافت فکر میکنه . 

و وای به حال من و تویی که به رسم او شمر زمانه مان را نشناخته ایم و بر او نشوریده ایم



+